به یاد شریعتی 2
من اکنون ایستاده ام و خود را می نگرم که
دارم از پس ابرهای نمودین خویش سر می زنم ...
هجرت آغاز شده است و...
می دانم این آتشی که در من سر بر داشته است،
نه یک حریق، که آتش یک کاروان است!
آتشی که بر راه می ماند و کاروان می گذرد ...
بازگشت به خویش، هجرت از خویش،
بازیافتن خویشتن خویش، فرار به سوی خویش ...
چه میگویم؟ چه زبون اند این کلمات!
خورشید از سینه دریا سر زده است و
من ... چشم در قلب مذاب خورشید دوخته ام
همچون شمع - که در "گریستن" خویش، قطره قطره میمیرد-
در این "نگریستن" خویش ذوب میشوم ...»
از دکتر علی شریعتی
سلام دوستان خوب و همراهان عزیز آرایش جان
ضمن بزرگداشت سی و سومین سالروز شهادت اندیشمند بزرگ دکتر علی شریعتی ،
به اطلاعتان می رسانم که این پست در ادامه پست سال قبل ( بیاد دکتر شریعتی ۱ )
می باشد .که مطالبی را در مورد آثار و تفکرات و روش های پژوهشی و نوع نگرش ایشان به
به انسان و دین و تاثیر اجتماعی و فرهنگی و سیاسی این عزیزفرزانه در جامعه ما و در بین
نسل جوان و روشنفکران و............ ارایه کرده بودم که دوستان علاقمند به این گونه مباحث
می توانند در آرشیو خردادماه سال پیش آن مقاله را ملاحظه کنند. برای ۲۹ خرداد امسال نیز
بعدازانتخاب متن زیبای اول پست را که از آخرین نوشته های دکتر می باشد ، شعری را
که در سال ۵۹ بمناسبت ۲۹ خرداد نوشته بودم تقدیمتان می کنم . در ادامه برای آشنایی
بیشتر نسل جوان با چند و چون شهادت یا درگذشت آین معلم آگاهی و ایمان و عشق
مقاله ای را تحت عنوان ( آخرین روزهای شریعتی ) انتخاب و در ادامه مطلب فرار داده ام .
امید وارم مورد استفاده دوستان قرار گیرد. بازهم منتظر نظرات و دیدگاههایتان هستم .
شعر (در رثای معلممان علی )
عشقت زجان و دل نرود ای عزیز جان
اندر میان خانه دل ، خانه کرده است
رفتی اگرچه یاد تو هرگز نمی رود
چون مرغ عشق در دل ما لانه کرده است
ما طالبان وصل تو بودیم ای علی
ما را فراق توست که دیوانه کرده است
یکجرعه داده ای تو به ما از سبوی خویش
ما را براه عشق تو مستانه کرده است
هر جا چکیده قطره ای از آن شراب جان
کانون عشق گشته و میخانه کرده است
گشته مطاف و کعبه دل مدفنت به ما
بنگر به دور خویش چو پروانه کرده است
آباد بود خانه دل با حضور تو
مرگت ولی چو خانه ویرانه کرده است
بعد از تو آه و ناله شده همنشین ما
در این سرا که مرگ تو غم خانه کرده است
خرداد ماه سال ۵۹

زدانا بپرسید پس دادگر