تضمینی از حافظ بزرگ
قبله و کعبه و مقصد به دلم ، روی تو بود
عطر جانبخش به گلهای جهان ، بوی تو بود
اوج معراج همه سوختگان ،سوی تو بود
(دوش در حلقه ما قصه گیسوی تو بود
تا دل شب سخن از سلسه موی تو بود)
از نگاهت دل و جانم همه در ،خون بنشست
تیر عشقت بیکی غمزه زجانم ، بگذشت
ظلمت و تیرگی از عشق تو ،چون گوهر گشت
(دل که ازناوک مژگان تو درخون می گشت
باز مشتاق کمانخانه ابروی تو بود )
آه عشقت به جهان بین که چه تاثیر گذاشت
غلغل و ولوله عشق ز هستی بر خاست
تا که اندر دل هر ذره ، یکی مهر بکاشت
(عالم از شور شر عشق خبر هیچ نداشت
فتنه انگیز جهان غمزه جادوی تو بود)
من از آن روز ازل محو جمالت بودم
حاک پای قدم اهل کمالت بودم
دل به تو داده و در شوق وصالت بودم
(من سر گشته هم از اهل سلامت بودم
دام راهم شکن طره هندوی تو بود )
کن منور زرخت شمس دلم ، محفل من
گشته آباد زعشقت همه جان و دل من
سر مکنون به دلم ،معنی راز دل من
( بگشا بند قبا تا بگشاید دل من
که گشادی که مرا بود ز پهلوی تو بود )
دارم از مهر تو من تاج کرامت بر سر
گرچه زد بر دل و جان ،آتش عشقت احگر
امشبم هست بسر شور و هوایی دیگر
( بوفای تو که بر تربت حافظ بگذر
کز جهان می شد و در آرزوی روی تو بود )
تقدیم به دوستان آرایش جان . عبدالصمد
زدانا بپرسید پس دادگر