
از مطلب فرهنگ و جامعه 2 بیش از یک ماه می گذرد. و در این مدت دوستان زیادی از این مطلب بازدید
نموده و نظرات خویش را بیان نمودند.در نظرات بعضی از دوستان نکته ای نهفته بود که گویا از نظر حقیر
مغفول مانده است ، و آن جایگاه و قدمت و عظمت فرهنگ ایرانی است. گرچه بنده به این نکته
توجه داشته و این را نیز در خور تامل می دانم ؛ باید اشاره کنم که سلسله مطالب فرهنگ و جامعه
فعلا به موضوع فرهنگ بصورت کلی نگریسته بیشتر از منظر مردم شناختی و بعضا جامعه شناختی
به این موضوع می پردازم.
و در بعضی از نظرات نیز به عناصر سازنده فرهنگ مانند قدرتها در طول تاریخ ، عوامل جغرافیایی
و غیره اشاره شده بود که طبیعتا اینگونه عوامل در ساختار فرهنگ یک جامعه تاثیر بسزایی دارند و
در مطالب قبلی نیز به برخی از آنها اشاره رفته است.
برخی دوستان نیز از وجود عناصر منفی مانند خرافات در فرهنگ جامعه ما و ضرورت تغییر این
گونه موارد را مورد تاکید داشتند ، و درخواست راه حل برای این گونه تغییر را در فرهنگ می نمودند.
لازم است به خلاصه ای از آنچه که گفته شد اشاره کرده و به بحث اصلی این پست که عبارت از تغییر
و تحول فرهنگی است بپردازم.
گفتیم که ارزشهای معنوی و آرمانی و شیوه های زندگی و باورها و اندیشه ها و راه و روش هر جامعه
و قومی و ایدئولوژی و اعتقادات آنها جزء فرهنگ می باشد. فرهنگ بعنوان حافظه یک جامعه عمل
می کند. مشخصه ها و خصوصیات هر جامعه ای در فرهنگ آن جامعه متبلور است. ریشه هرگونه
تحول سیاسی و اجتماعی و معنوی و مادی هر جامعه را در فرهنگ ان جامعه باید جستجو کرد.
مدلهای اجتماعی رفتاری در هر قوم از فرهنگ آن قوم نشات گرفته و بخشی از فرهنگ آن قوم
نیز می باشد.ضوابط و قواعد تولید و توزیع و مصرف و شیوه ارضای غرایز جنسی و بقای نسل
و قوانین و مقررات اجتماعی و سیاسی در جوامع و فلسفه و عقیده انسانها به هستی و زندگی
و نحوه بیان آرزوها و غمها و شادی ها و آوازها و رقص ها و نقاشی و موسیقی و سینما و سایر
هنر ها همه در فرهنگ هر جامعه ای نهفته است . ولی هیچکدام از اینها که گفته شد ثابت نیستند
و مثل هر پدیده دیگری در حال شدن و تکامل و تغییر و تحول هستند . یعنی فرهنگ با همه عظمتش
و گستردگی اش و پیچیدگی اش و قدمت و تداومش در حال تغییر و شدن است.
تغییر و تحول فرهنگی
تمام پدیده های اجتماعی و غیر اجتماعی بنابر مقتضیات زمان و مکان و مطابق نیازهاو
اختراعات و تجربیات و مهاجرتها و ضرورتها دستخوش تغییر و تحول می گردند
هر نفس نو می شود دنیا و ما بی خبر از نو شدن اندر بقا
ثبات به مفهوم فیزیکی کلمه در هیچکدام از جنبه های فرهنگی یافت نمی شود.
فقط فرهنگ های مرده هستند که ثابت اند. چون انسان و انسانها متحول می شوند
پس فرهنگها نیز تغییر می پذیرند.
بی شک آنچه که ثابت است همین فرایند تغییر است.
فنون ؛ ابزار ؛ آرزوها و هنرها ؛ باورها و روشها و قوانین و عقاید و........همه و همه در
مسیر تغییر و تحول هستند.و این تغییر رمز بقا و ماندگاری و دوام فرهنگ نیز می باشد
ساحل افتاده گفت گرچه بسی زیستم هیچ نه معلوم شد ؛ آه که من کیستم ؟
موج زخود رفته ای تند خروشید و گفت هستم اگر می روم گر نروم نیستم
اما نکته ای که باید به آن توجه کرد اهنگ حرکت تغییر فرهنگی است. تغییرات و تحولات
فرهنگی بقدری کند و ارام صورت می گیرد که در مشاهدات و ملاحظات روز مره ما
محسوس نیست. حال آ نکه در طول تاریخ هر کدام از زمینه های فرهنگی مانند
لباس و خوراک و قوانین و باورها و رسم و رسوم بارها تغییر یافته اند و باز
در جریان تغییرند. عوامل اساسی و جدی دگرگونیهای فرهنگی و چگونگی آن
و ما چه می توانیم بکنیم ؟ و یا در این مورد چه باید کرد؟ بیم و هراس هایمان از
این تغییر در پستهای بعدی فرهنگ و جامعه با مشارکت و همراهی شما طرح
خواهد شد. موفق و پایدار باشید. عبدالصمد