آشنایی با شاطر عباس صبوحی

(1315 -1275 ق)، شاعر، متخلص به صبوحى
وى در قم به دنیا آمد و در این شهر نشو و نما یافت و به حرفهى شاطرى روى آورد.
سپس از قم به تهران آمد و تا پایان عمر در این شهر زیست . او خواندن و نوشتن نمى
دانسته اما از ذوق و استعدادى كافى بهرهمند بوده و بنا بر قریحهى ذاتى اشعارى
متوسط سروده است.
«دیوان» او بارها به چاپ رسیده است .شاطر عباس چنانكه از نامش پيداست شغل
نانوائي داشته است و مي گويند لوطي مسلك بوده و از آنجا كه براي رفتن به زورخانه
كه با منزلش فاصله زيادي داشت صبح زود از خانه خارج ميشد و عشق وعلاقه وافري
به هواي لطيف بامدادي داشت ، و بدین جهت اورا صبوحی ناميده ا ند .
ظاهرا شاطر عباس درويش مسلك بوده و اشعارش در خانقاه ها خوانده مي شده ،
در اين صورت ، بی گمان شعرو نامش را خانقاه ها حفظ كرده اند .
مجموع اشعاربه جا مانده از شاطر حدودا سيصد بيت است .
يك نمونه از آن را بمناسبت ماه رمضان مي خوانيم :
..................................
روزه دارم من و افطارم از آن لعل لب است
آری افطار رطب در رمضان مستحب است
روز ماه رمضان ،زلف میفشان که فقیه،
بخورد روزه خود را به گمانش که شب است
زیر لب وقت نوشتن همه کس نقطه نهند
این عجب نقطه خال تو به بالای لب است
یارب این نقطه ی لب را که به بالا بنهاد ؟
نقطه هرجا غلط افتاد، مکیدن ادب است
شحنه اندر عقبست و من از آن میترسم
که لب لعل تو آلوده به ماء العنب است
پسر مریم اگر نیست چه باک است ز مرگ،
که دمادم لب من بر لب «بنت العنب» است
منعم از عشق کند زاهد و آگه نبود
شهرت عشق من از ملک عجم تا عرب است
گفتمش ای بت من ، بوسه بده جان بستان
گفت: رو کاین سخن تو نه ز شرط ادب است
عشق آنست که از روی حقیقت باشد
هر که را عشق مجازی است «حمال الحطب» است
گر «صبوحی» به وصال رخ جانان جان داد
سودن چهره به خاک سر کویش سبب است
از : شاطر عباس صبوحی
+ نوشته شده در یکشنبه پانزدهم مرداد ۱۳۹۱ ساعت 23:27 توسط عبدالصمد
|
زدانا بپرسید پس دادگر