روز مادر
همه می شناسیمش؛ همو که با شکوه مهرش عشق را معنایی دیگر می بخشد و قلبش وسعت
بی انتهای صبر و مهربانی است و شانه های پرصلابتش مأمن مهر و صفا، و چشم های پرفروغش
سرچشمه احساس و گذشت است. مادر، مهر کیشی است که با شمع وجودش به محفلمان
روشنی می بخشد و با گلخند محبت اش رنگ غم را از چهره مان می زداید و تبسمی
از شادمانی بردل هایمان می نشاند و با دستان پر سخاوتش، چتری سایه گستر ساخته است
تا هیچ سختی را حس نکنیم. او به را ستی تندیس همه خوبی هاست
مادر، تو رفیع ترین داستان حیات منی. تو به من درس زندگی آموختی. تو چون پروانه سوختی
و چون شمع گداختی و مهربانانه با سختی های من ساختی. مادر، ستاره ها نمایی از نگاه
توست و مهتاب پرتوی از عطوفتت، و سپیده حکایتی از صداقتت. قلم از نگارش شُکوه
تو ناتوان است و هزاران شعر در ستایش مدح تو اندک. مادر، اگر نمی توانم کوشش هایت
را ارج نهم و محبت هایترا سپاس گزارم، پوزش بی کرانم را همراه با دسته گلی از هزاران
تبریک، بپذیر. فروغ تو تا انتهای زمان جاوید و روزت تا پایان روزگار، مبارک باد.
مادر، تو شکوفاتر از بهار، نهالِ تنم را پر از شکوفه کردی و با بارانِ عاطفه های صمیمی،
اندوه های قلبم را زدودی و مرهمی از ناز و نوازش بر زخم های زندگی ام
نهادی. در «تابستان»های سختی با خنکای عشق و وفای خویش، مددکار مهربان
مشکلاتم بودی تا در سایه سارِ آرامش بخش تو، من تمامی دردها ورنج ها را بدرود گویم.
با وجود تو، یأس دری به رویم نگشود و زندگی رنگ «پائیز» ناامیدی را ندید.
تو در «زمستانِ» مرارت های زندگی، چونان شمع سوختی تا نگذاری رنجش هیچ سختی
ستون های تنم را بلرزاند. مادر، ای بهار زندگی، شادترین لبخندها و عمیق ترین سلام های ما،
همراه با بهترین درودهای خداوندی، نثار بوستان دل آسمانی ات باد.
بوسه، پیام محبت است؛ شعر ناسروده عشق است؛ تبلور بالاترین تکریم است؛
جلوه عملی عاطفه هاست. پدر و مادر بی شمارترین بوسه های محبت آمیز را
از کودکی نثارمان کردند. اکنون که نهال وجود ما از آن محبت ها به پا ایستاده
است و درخت زندگی آنان رو به فرسودگی نهاده، باید بهترین محبت ها و بی شائبه
ترین عواطف را نثارشان کنیم. بوسیدن ابزار این مهر ورزیدن است.
امیر مؤمنان علیه السلام فرمودند: بوسیدن پدر و مادر عبادت است.
زدانا بپرسید پس دادگر